خرید بک لینک
تمام راه ساکت بود و به خیابان زل زده بود. فکر می کردم خوابش برده است. صدای ضبط ماشین را کم کردم تا مزاحم استراحتش نشوم. توی دلم هم هزار جور بد و بیراه می گفتم؛ چرا که طول جاده را خواب و بیدار راننده گی کرده بودم. مثلن آمده بود که من تنها نباشم. بعد از مدت طولانی سکوت بی مقدمه گفت: دهه ی هفده هجده م

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 12:17

سلام علیک هم با هم نداریم چه برسد که رفاقتی باش داشته باشم! اگر اینطور بود بر می داشتم یک نامه پونزده صفحه ای برایش می نوشتم که سیزده صفحه اش دعا و سلام صلوات بباشد. نمی دانم منظورم را می فهمید یا نه؟ فکر نمی کنم! دیکتاتور همین طوری هیچ چیزی حالیش نمی شود، حالا مگر همچین آدمی خدا و پیغمبر حالی

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 12:17

اولش صدای آژیر قرمز بود و بعد صدای بمباران، یه صدا تقریبن شبیه همین تیر و ترقه هایی که شب چهارشنبه سوری مد شده و بچه ها هوا می کنن. یا شبیه صدای توپ سال تحویل از تلوزیون! از اول تعریف کنم بهتر بدونین. قدیم مثل الان نبود، نزدیک عید که می شد فرشای لاکی جلوی در خونه ها پهن می شد. زنان و مردان جارو و

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 12:17

در بازی، بازی در نیاورند هر وقت اسم بازی جوانمردانه به میان بیاید من که طرفدار دو آتیشه ی تیم فوتبال جوانمردان پایتخت هستم، یاد بازی آن تیم می افتم. بازی جوانمردانه در اصل به بازی گفته می شود که در آن؛ کسی بازی در نیاورده و به قول معروف عینهو فرزند خلف حضرت آدم و حوا رعایت اخلاقی را حفظ کرده، مثل

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 12:17

گفتی که در این چهار سال گل کاشته ای ما که از گلستان سیاست چیزی سر در نمی آوریم، به شما اعتماد کرده، رایمان را دو دستی تقدیمت کردیم. گفتی که در این چهارسال گل کاشته ای، فقط کافیست شما با رای هایتان برای چهارسال بعد آبیاری اش کنید تا ایران گلستان شود. ما هم دیدیم حیف است که بذرهای کاشته شده جوانه نزده

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 12:17

رای اول توی صندوق برای من است باور کنید اگر می دانستم یکی یکدانه رای من اینهمه روی برخی دوستان تاثیر گذاشته که صفحه های مجازی ام را مورد حمله قرار می دهند، بعد از همان دور اول که به آقای ممنوع التصویر رای دادم هر جا که رای گیری می شد. چادر چاقچول کرده، آفتاب نزده می رفتم زنبیل گذاشته توی صف می

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 12:17

ایشالا دور بعدی! وزیر جان! الکی نیست که؟ فکر کردی به همین راحتی هاست؟ به شما که فضلی می گویند! از وجنات حضرت عالی مشخص است که یک سر و گردن فضلتان بیشتر از ایشان است. این چه حرفی است؟ گفتی: شیرینی انتخابات را با اخبار جعلی تخلفات تلخ نکنید، تمام شد رفت؟ فکر کنید که یک دربی پرسپولیس و استقلال داریم

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 12:17

روشنایی بهانه ای بیش نبود. برای شروع باید از ابتدا نوشت. اما من که نمی دانم ابتدای داستان دقیقن از کجا بود و اولین کسی هم که این کار را کرد، که بود و از کاری که می کرد چه منظوری داشت؟ شاید هم اشتباهن موجب شد که چنین رفتاری در جامعه انسانی رواج پیدا کند و جرقه ی اولین شایعه سازی هم از یک واقعیت که ب

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 12:17

شما مش رمضون را نمی شناسید، نمی دانم شاید هم یکی از دوستان شما باشد و بهتر از من بشناسیدش. خود من چند وقتی بیشتر نیست که او را می شناسم، دو سه سالی از وقتی که برای اثاث کشی منزلم برای گرفتن وانت به سر خیابان رفتم و از قضا، یک وانت پیکانی و مش رمضون و باقی ماجرا! آنروز مش رمضون شماره موبایلش را داد ب

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 12:17

صفحه بندی